ببار بر سر من

با تمام وجود احساس نیاز می کنم به نفس کشیدن توی هوای شما.  یه نفس فقط، لطفا بطلبید، لطفا، لطفا، لطفا…

قصه قصه ی کوتاهی دست منه و خرمای بر نخیل. قصه ی نیاز مبرم تشنه وسط بیابونه به یه قطره بارون.

قصه ی یه عااالمه نقصه که جز به توسل دو دستی به دامن شما مرتفع نمی شه.

قصه ی یه عااالمه جا موندن و گیر کردنه که جز به مدد شما حل نمیشه مشکلشون.

یه عااالمه نیاز به کمک شما..

یه تشنگی مزمن و کشنده و آبی که فقط توی مشک عموی شماست…




+

 بعد اینهمه سال کاش بلاخره اجازه بدین پیاده برم کربلا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.