بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بعد از مدت ها میخوام یه پست نوشتاری بدم اونم شخصی فعلا در نظرمه من در نوشتن هم متبحرترم و راحتر همین رو هم میخوام عرض کنم که آقا ما داشتیم نماز شب میخوندیم به ذهنم به طور ضعیف اومد و ضعیف از جنبه ای که به یه موضوعی ربط داشت وگرنه کسی مستقیم بهم دستور نداده خلاصه اینکه دیگه فیلم سخندانی لاافل تا مدتی تعلیق کنیم بعد با نسبیح چهار بار استخاره گرفتم اینکه بنویسم مطالب رو در همین وبلاگ 12eza  و دیگه  توی آپارات aparat.com/12eza فعلا چیزی فیلم نگیرم برای سخندانی و این زبان فتنه جویم رو ببندم تا مدتی البته حسن فیلم گرفتن اینه که ما اولا با زبان دعوا با شما کاری نداریم و بعضی موضوعات فتنه آمیز رو با لحن آروم بهتر از وبلاگنویسی میشه گفت ولی در نوشتن حسن های فراوانی هست اولا من یه عمر وبلاگ نوشتم و کلی دوست داشتم که با ننوشتن وبلاگ دور شدن حالا شاید شغلشون بود یا محبتی ولی وضع روحانیم مخصوصا ریخته بهم و منم دوست دارم با پایینی ها دوست باشم تا با اشراف بگردم و راخترم و دعام میکنن پایین تری ها و هم نوشتن بلخره جا هست که فکر کنیم بیشتر نمیدونم تمرکز بیشتر اصلاحات بیشتر و اصلا دوره ی ما دوره ی نوشتن هست یعنی نوشتن مامورها بیشتر جذب میشن تا یه فیلمی که اساس نداره یعنی شغلشون هم هستا و ماموران هم تخصص دارن روی نوشته های من و چیزایی از نوشته هام میفهمند که خودمم اگه خدا بخواد نمیفهمم و کار اینطوری بهتر پیش میره و سر خودم رو به باد هم نمیدم و رزق و روزی معنوی و دوستان بیشتر حالم رو خوب میکنه و خیلی بهنر هست تا یه آدم مشهوری بشم که هیچکی دوستم نداشته باشه و الکی با فیلم کرفتن اعصاب خودم و شما رو خورد کنم لذا استخاره گرفتم دوبارش برای وبلاگ نویسی دوبار با تسبی خوب اومد و دوبار هم استخاره گرفتم فیلم بگیرم بد اومد دوبارش لذا قانع نشدم گفتم باید با قرآن استخاره بگیرم لذا از همون روش که در دلن میپرسم یا نییخوام بدونم که چه سوره ای جواب میاد ق بعد چه آیه ای 16!!!
وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ وَنَعْلَمُ مَا تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ ۱۶
خلاصه این آیه اومد که ترجمه ش هم آسونه نزاشتمش!!! اینکه اولش گفتم به خودم که شاید وسوسه شدم یا گفتم خدا یاریم میده که توی سخنرانی اشتباه نکنم و از رگ گردنم نزدیکتره بهم و هم خدا هم فرشته ها بعدش گفتم نه بابا منظور این استخاره نمیگم که منظور ترجمه و تفسیرش رو نمیگم بلکه استخاره ی من اینه که ما با نوشتن از رگ گردن که صحبت میکنم من بهم نزذیکتر میشه و دیگه مثلا بهتر میشه با نوشتن و صحبت نکردن و یاری خدا بیشتر لذا تصمیم بر آن شد که بنویسم لااقل تا یه مدتی فیلم سخندانی نگیرم و الانم مثل اکثر اوقات نمیدونم پست بعدیم چه خواهد بود!!! ولی از موقعی که فیلم ساختم وضع روحیم هم ریخته بهم و روی روانم اثر گذاشته و دوستیم با دل قوی ها و ماموران قوی کم شده و رزق و روزیم انگار مثل کسانی شدم که بیراهه رفتن و درسته جوان ها با فیلم راحترن و اونایی هم که وبلاگم رو میخونن بیشتر شغلشون اینه و مامورند یعنی ولی حوب کیفیت کارم پایین اومده خعلی تعریف کردم دیگه هیچی!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.