زنان و فرصت هایی که از کف می روند

بهاره حسینی – “زنان” مساله ای کهنه اما حل نشده این سرزمین است. بطوریکه سخن واحدی از اصحاب قدرت و صاحبان نظر درباره حقوق زنان شنیده نمی شود و بر سر مواجهه با مساله زنان توافقی ملموس نیست. در بوجود آوردن این نارسایی البته چند عامل دخیل و هم دست اند؛ پاره ای تاریخی است، پاره ای حقوقی و پاره ای نیز اخلاقی – عرفی است.
هنوز دامن اختیار و آزادی و دامنه حقوق زنان مشخص نیست. هر کس بسته به نوع قرائت دینی و فلسفه سیاسی و نظام حقوقی که به آن معتقد است حق و تکلیفی برای زنان متصور است. البته این امر خود نیز هم محل نزاع شده است و هم عامل نزاع، چرا که هر اندیشه ای داشته باشیم هر اندازه منصفانه، تا در جایگاه زن نباشیم نمی توانیم حقوق عادلانه ای را برای او وضع کنیم چرا که عدالت موقوف به شناخت است و شناخت از محققی همدل و تحقیقی همدلانه بر می خیزد.
ازاینجا می توان به عوامل تاریخی و نارسایی حوزه زنان پل زد. از دست آوردهای معرفت شناسی و روش شناسی جدید، وقع و انتباه به همدلی است.
روش شناسان معتقدند شناخت جدید از روش همدلانه برمی آید. اما واضع حقوق زنان، هیچ گاه بطور کلی زنان نبوده اند. نه تنها حقوق، بلکه تدوین فلسفه هایی که نظام های حقوقی بر آنها ابتنا دارد نیز کار زنان نبوده است. بطوری که عده ای معتقدند از یک نظام معرفتی مردانه، حقوق زنان درنمی آید! در واقع این عده معتقدند نظام حقوقی و عمیق تر از آن نظام معرفتی مکاتب سیاسی را مردان نوشته اند و همه مردانه اند. این مساله نیز حکایت امروز نیست. تا بوده، علم و معرفت مردانه بوده است و بس. لذا ما گرفتار و دربند مفاهیم و حقوقی مردانه ایم و رهایی از آن و شکافتن این سقف، نگاهی جدید و طرحی نو می خواهد.
علت دیگر این امر البته اینست که مساله زنان را مساله ای اخلاقی نمی بینیم. نگاه غیر اخلاقی و نگاه حقوقی صرف به زنان، نگاهی است که دیگر طرفدار عریان ندارد اما در اذهان همه ته نشین شده است و تا این رسوب برچیده نشود، خشونت و تبعیض علیه زنان نیز زدوده نمی شود.
سخن اصلی اینست که حقوق زنان مدعیانی و بانیانی دارد. اگر آنان نیز بلنگند دیگر امیدی به اصلاح نمی توان جست. سخن من البته از این هم کوتاهتر است، به کوتاهی یک سفر؛ اخیراً رئیس محترم جمهوری به شهر یاسوج سفر کردند. برای ایشان انواع جلسات و دیدارهایی پیش بینی شده بود و گروهی از أقشار به نزد ایشان رفتند و از مصائب خود گفتند. جالب ماجرا اینجاست که مساله زنان بازهم مورد غفلت واقع شد و اسیر دستورالعملهای مردانه! هر چند معاونتی در ریاست جمهوری و ادارات کلی در استانها متکفل این حوزه اند، اما در این سفر صدای آنها از همه کوتاه تر بود و فرصتی طلایی را از دست دادیم.
رییس جمهور و معاون امور زنان ایشان حضور داشتند که متاسفانه اهتمامی در استان نسبت به أمور زنان دیده نشد و این فرصت از کف رفت و رخت بدون تاید ماند و باز هم آبی چرکین!
همه خوب می دانیم که مصائب زنان در این استان دو چندان است؛ بافت عشایری و نیمه شهری، عرف کج و معوج و چه بسیار مسائلی دیگر که مشکلات زیادی برای زنان استان بوجود آورده است.
این سفر می توانست فرصت مناسبی باشد برای طرح مسائل و مطالباتی که زنان آن را کمترین حق خود می دانند که متاسفانه… نبود وحدت و همدلی بی بی های دیار و بالادستی خودمختار مردان و به تبع آن دراز کردن کفچه گدایی از مدیران ارشد برای سهم خواهی بانوان! شاید کتابفروشی و شاید …!
چه بسیارند معماران زبردستی که باید مدیر کل راه و ترابری باشند، چه زیبارویان متخصصی که با یک جو همت مدیر دانشگاه و علوم پزشکی باشند، چه بانوان اساتید فن و بیان و اندیشه و حکمت و هنر، که باید مدیر کل ارشاد باشند، چه صنعتگران بانو و نمونه و خلاق و دکترین اقتصادی و صنعتی که می توانند این حوزه را رهبری کند، و دهها چه و چه و چه دیگر که فقط روز زن خوشحال هستند که یک سکاندار لوح تقدیری به آنان تحقیر کند.
مدیر محترم بانو و عزیز و مشاور خیلی خوب استاندار! این است ماوای با زن بودن. مسیر به گرفتن چند عکس با رییس جمهور و وزیر و وکیل و استاندار نیست، با حضور خود و برای حضور خود، دختران ایل را به قله های ایستا و مانای افتخار و رهبری نزدیک کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.