فجر و فخر

نورمحمد حسینی سوق
انقلاب اسلامی ایران ، جنبشی بود که در سال ۱۳۵۷ فراگیر شد. و با تبدیل به یک جنبش ملی ،رژیم شاهنشاهی را تغییر و به یک رژیم اسلامی تبدیل می نماید. صرف نظر از رهبری این انقلاب و شخصیتهای کشوری که در انقلاب نقش داشتند ،در مناطق مختلف استان نیز نیز به فراخور همان کشور ،عده زیادی در پیروزی این انقلاب نقش داشتند.
از این تعداد،عده ای هنوز انقلابی و در راستای تداوم نظاام فعالیت دارند ،عدهای در قید حیات نیستند و عده ای ساکت شده اند و تبدیل به یک انسانهای عادی شدند ،عده ای هم پشیمان شده اند . طبیعت هر انقلابی نیز همین است. ما برخلاف کسانی که معتقدند انقلاب فرزندان خود را می بلعد ،معتقدیم انقلاب فرزندان خود را نمی بلعد ولی ارابه انقلاب هر کسی را که در برابر اراده و آرمانهایش قد علم کند بی رحمانه به کنار می زند.
به نظر می رسد شرایط امروزی انقلاب ،شرایط تازه ای است.می طلبد که که پس از قریب ۴۰ سال برگردیم و ببینیم این انقلاب در کدام شعارها موفق و در کدام شعارها توفیق چندانی نداشت. درکدام حوزه ها فجر داشتیم و فخر می فروشیم و در کدام حوزه قفل شدیم و شرمنده هستیم.
بی شک مهم ترین شعار این انقلاب استقلال می باشد. بعید می دانم کسی پیدا شود که معتقد باشد این انقلاب از نظر استقلال سیاسی مشکل خاصی داشته باشد. ولی به لحاظ اقتصادی علیرغم گذشت ۴۰سال ، با وجود تلاش ها و کوششها ی زیادی در حوزه های آموزش و بهداشت و راهسازی و برق رسانی و مخابرات و شهرسازی ووو، قدمهای مهم و انقلابی و قابل فهم برای توده مردم ،وفق شان انقلاب و براساس شعارهای انقلاب برداشته نشده است. هنوز با عطسه های قدرت های سرمایه داری ،سینه پهلو می گیریم . هنوز محتاج پیچ و مهره ها ی تکنولوژیک و اخیرا نیازمند نرم افزارهای پیچ در پیچ و ناشناخته غرب هستیم. برای نمونه با یک هارت و پوت آمریکا ،به ناگهان دلار که پشم گوسفندان و ماست گاوهای ما هم با آن مبادله می شودبه چهار برابر قیمت رسیده و توده های مردم ۴۰۰ درصد فقیر و ثروتمندان و تاجران ۴۰۰ درصد پول دارتر شدند.
پس باید قبول کنیم که مسئولین سیاسی ما در این چند سال فقط ثروتهای طبیعی و خدادادی را برای گسترش خدمات اجتماعی و توسعه کشور توزیع کردند . واین توزیع پول نفت و مس و طلا ،بهره هوشی بالایی را نمی طلبد . متاسفانه ، هیچ گامی برای تولید ثروت و خود کفایی اقتصادی نظام برداشته نشده است.
اگر در زمینه دانشگاهها و بهداشت و جاده وراه و….شاخص های خود را بالابردیم تنها به دلیل تقسیم و توزیع ثروت خدادادی بوده است. یک آن فکر کنید که اگر خداوند ما را در این مملکت نفت خیز و زرخیز و مس خیز و…قرار نمی داد ما چه کار می کردیم. سر بر بالش همین منابع گذاشتیم و آنقدر ریختیم و پاشیدیم که حتی به فکر تولید برای روز مبادا در حوزه های صنعت و…نبودیم.
در زمینه آزادی ،به نظر می رسد که وضعیت قابل قبولی در جامعه ما حاکم است. البته ما هنوز نتوانستیم آن روحیه آزادی را که اوج آن در آزادی معنوی تجلی می شود در جامعه پیاده کنیم. ولی اگر بخواهیم به آزادی در جامعه ایرانی نمره بدهیم به نسبت خیلی از کشورها و حتی ملل به اصطلاح پیشرفته ،نمره قابل قبولی را خواهیم گرفت.
جمهوری اسلامی ،ضلع سوم شعار های سه گانه این مردم بوده است. جمهوریت و اسلامیت نظام با قرائت های متفاوتی که دارند در ایران پیاده می شود. انتخابات شوراهها ،شهرداری ها ،ریاست جمهوری ،مجلس شورای اسلامی و خبرگان به عنوان سمبل های جمهوریت نظام و قاعده کوالی پیکیشن ،یا همان کفایت صلاحیت و یا همن تایید صلاحیت و همچنین تایید قوانین مصوب مجلس توسط شورای قانونی نگهبان مسئول حراست از اسلامیت نظام است. صد البته ماشه های این ترازو گاهی به سمت جمهوریت و گاهی به سمت اسلامیت خاص وقانونی شورای نگهبانی لنگر می اندازد ولی به هر حال با وجود علم به نواقص و کج سلیقگی ها و اختلاف مصادیق ،نمی تواند درد اصلی مردم را در آزادی جستجو کرد . به همین دلیل می توان به این شعار انقلاب نیز نمره قبولی داد.
اکثر نارضایتی ها ،یاس ها ،ناامیدی ها و حتی اعتراضات ،به دلیل شرایط اقتصادی است. آنجایی که هنوز در این سیستم ،کبائری مثل ،تکاثر ،اسراف ،دزدی ، اختلاس ،ربا ،رانت ،تفاوتهای فاحش دریافتی ، و بیعدالتی موج می زند .این کبایرمطابق احادیث و روایات در وهله اول خشم خدا را به جوش می آورد و به دلیل همین تضادی که با فطرت خداجوی انسانها دارند در وهله دوم باعث نارضایتی و ناراحتی اجتماعی افراد بالاخص ولی نعمتان این انقلاب یعنی مستضعفان می شود.
جا دارد بزرگان انقلابی ،دلسوزان نظام ،شخصیت هایی که انقلاب را با بار رساندند و شخصیت هایی که انقلاب به بار آورده است به فکررفع این نقیصه و ضعف عملکردی نظام بگردند. یکی از مهم ترین راههای عملی در این خصوص ،بازتاب عملی این تفکرات در برایند انتخابات و دموکراسی می باشد.
بی شک نقش ریاست جمهوری و شوراهای شهر در حرکت به سمت حل این معضلات یک نقش راهبردی و اساسی است. مواظب باشیم دوباره راه را عوضی به ما نشان ندهند. قبول کنیم که دردو دهه اول انقلاب ،سیاست های اجرایی کارآمد تر و گویاتر و انقلابی تری را شاهد بودیم . باید به این فکر رفت که آیا می توان ریل اقتصاد را به ریل انقلاب نزدیک کنیم.
انچه ما فهمیدیم تغییر بنیادین و امیدوارانه ای ، نه با سیستم هوانواردی و نه با سیستم لاک پشتی ای میسر نخواهد شد. باید در انتخابات آینده به هوش باشیم تا طرح نو و فکر نویی با دو ویژگی انقلابی و مردمی پیاده شود تا در برابر توده های مستضعف و شهدای پاک باز اینقدر شرمنده نباشیم.
واین میسر نمی شود مگر با چگالی بسیار بالایی از وجود شخصیت های انقلابی و مسلمان و تاثیرگذار که هم درد دین دارند و هم به فکردنیای مردم مستضعف و حتی غیر مستضعف می باشند. کسانی که فکر می کنند انقلاب به ثمر رسیده است و لزومی به تفکر انقلابی نیست سخت در اشتباه هستند . اگر هدف را در دور دست های زمانی و آرمانی فرض کنیم تا رسیدن به فجر واقعی باید قفل های زیادی را گشود و نقاط تاریک زیادی را باید روشن کرد. آن هنگام بیشتر می توان فخر ورزید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.