هفت ِِ صبح

سلام :)

به دخترخاله جان میگفتم سه ماهه دوم بارداری چقدر خوب و راحته و زود میگذره! مخصوصا از اون جا به بعد که تکون هاشو حس میکنی .. حرفم رو تایید کرد و گفت ولی بذار یه روز تکون نخوره اون وقت می میری از استرس!

چندشب پیش خوردم زمین. با دستم مانع افتادن شدم اما فقط و فقط به این فکر بودم که خدایی نکرده برای دخترک اتفاقی نیفتاده باشه.. ضربه اصلا شدید نبود اما یهو ترسیدم.. خونه که رسیدیم و دیدم تکون میخوره خیالم راحت شد..

امروز بعد مدت ها بعد نماز موندم بیدار و میز صبحانه رو چیدم. دارم یه صوت در مورد دوران بارداری گوش میدم این روزا که میگه بیداری بین الطلوعین رو از همین الان تمرین کنید. نکته ی جالبش اینه که میگه نوزادها بخاطر ارتباط با عالم غیب فطرتا زمان بین الطلوعین رو بیدارن. یاد حرف چندتا مامان افتادم که میگفتن بچه ها خودشون ما رو برای نماز صبح بیدار میکنن! 

کی میشه من صبح زود پاشم ببینم چشمای قشنگ تو باز کردی و غش کنم برات :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.