همسایه

ذوق مرگی یعنی:

خانم همسایه در رو بزنه، با یه سینی توی دستش بگه: ناهار قرمه سبزی درست کردم گفتم شاید بوش بپیچه هوس کنی.

^_^

پریشب فهمیده بود باردارم.

همسایه بغلی مون هستن. یه خانم شاغل با یه دختر نوجوان و یه پسر گوگولی دبستانی. یه وقتایی صدای بلند بلند حرف زدن هاشون و صدای دعواهای خواهر-برادری شون میاد :) راستش هیچ رابطه ای با هم نداشتیم تا حالا! خیلی حرکت مهربانانه ای زد یهویی :))

تصمیم دارم توی کاسه خورش ترشی دست سازم رو بذارم .. اما توی بشقاب برنج شون چی؟ چه قدرم دست پختش شبیه خودمه :) 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.