یه پسر وبلاگ نویس، یه جوری مغزم رو کنترل میکرد که باهاش حرف بزنم

سلام 

من یه دختر مجرد هستم، تقریبا ۱۹ سالمه، در یه وبلاگ اتفاقی باعث شد من با یه آقا پسری آشنا بشم ، حالا به منزله دوستی نبود، تو وبلاگ بدم رو گفتن، بعد فهمیدن قضاوت کردن، باهام چند روزی حرف زدن که از دلم در بیارن، منم برام عادی بود.

از طریق همون وبلاگ راستش بهم پیشنهاد دوستی داد، قبول نکردم، یه جوری مغزم رو کنترل میکرد که باهاش حرف بزنم، جدی میگم اما خب شماره خواست که ندادم و همه ش میگفت تو اعتماد نداری مدام تحریکم میکرد که بهش شماره بدم و دوستش بشم.

من با هیچ پسری حرف نزدم، اینم اول بارم بوده بعد رد کردن پیشنهاد دوستی هی رو مغزم بیشتر کار میکرد، الان من باهاش حرف نمیزنم، اما مدام به وبلاگش سر میزنم چون انگار پست هاش رو یه جوری میذاره، انگار مخاطبش منم و فکر کنم این موضوع رو میفهمه که من مدام میرم وبلاگش.

من علاقه ای به اون پسر ندارم، اما خسته شدم از بس وبلاگش رو چک میکنم، شده عادت، میشه بگین چطوری ترکش کنم؟


مرتبط:

چطوری ذهنم رو کنترل کنم تا فکرم به سمت یه دختر نامحرم نره

مبارزه با افکار مزاحمی که بی اختیار وارد ذهن میشه

روش های تجربی آرام شدن ذهن و رهایی از افکار منفی

چه طور از شر افکار منفی خلاص بشم و ذهنم آروم بشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.