پشت پرده نامزد نشدن لاریجانی

گروه سیاسی-  در بازدید از استان کهگیلویه و بویراحمد؛ «برنامه‌ای برای انتخابات ریاست‌جمهوری ٩۶ ندارم.» را سومین بار در ١١ سال اخیر است که می‌گوید. بدعهدی اصولگرایان در انتخابات ٨۴ در حقش را به یاد دارد یا دیگر سودای ریاست‌جمهوری را در سر ندارد؟ ١١ سال از آخرین باری که خود را برای صندلی پاستور در معرض رای نمایندگان گذاشت، گذشته است اما او این‌بار نمی‌خواهد با حسن روحانی رقابت کند.
به گزارش بویرنیوز؛ همان‌طور که در ٨٨ نخواست با محمود احمدی‌نژاد رقابت کند و در ٩٢ هم عطای ریاست‌جمهوری را به لقایش بخشید و دعوای اصولگرایان را نظاره کرد. حالا هم در روزهایی که احمدی‌نژاد از کاندیداتوری منع شده است برنامه‌ای برای انتخابات ندارد تا بازار اصولگرایی برای انتخابات پیش‌رو بیش از پیش کساد شود.

علی لاریجانی آن روزی که کاندیدای نمایندگی مجلس هشتم و کمی بعدتر ریاست آن مجلس شد و حتی در روزهایی که رییس مجالس نهم و دهم شد هم با درسی که از انتخابات ٨۴ گرفته بود تغییر تاکتیک داده بود. چهره‌اش شبیه علی لاریجانی سال‌های قبل نیست، اصولگرایی مورد تعریف اصولگرایان را آنچنان قبول ندارد و اهداف دیگر در سر دارد. اما چه شد که لاریجانی این‌بار هم به انتخابات ریاست‌جمهوری نه گفت؟ شاید دلخوری علی لاریجانی از اصولگرایان از همان اردیبهشت ماه سال ٨۴ آغاز شد. آنجایی که اصولگرایان تحت رهبری شیخ علی‌اکبر ناطق‌نوری با برگزاری جلسات فشرده و مستمری که با کاندیداها داشتند به این نتیجه رسیده بودند که علی لاریجانی گزینه مورد نظر جریان اصولگرایی برای انتخابات ٨۴ است.

علی اکبر ناطق نوری در روایت آن روزها پیش از این به «اعتماد» گفته بود: «یک روز جلوی همه آقایان در مجمع تشخیص به آقای هاشمی گفتم: «آقای هاشمی، من رییس مجلس بوده‌ام و شما هم رییس‌جمهور. من حاضرم که خودم را تا سطح وزیر تنزل بدهم و دست همکاری بدهم و حتی در کابینه شما وزیر شوم. قول بده و بعد از آقای خاتمی بیا. کشور نیاز دارد»

ایشان به هر حال قبول نکردند و نیامدند! اینگونه شد که ما بعد از آن جمعیت پنج نفره و شورای هماهنگی را تشکیل دادیم و کاندیدای پنج گانه را بررسی کردیم که در نهایت هم آقای لاریجانی از آن بیرون آمد. اینکه می‌گویم مربوط به سال ٨۴ است. ماجرا هم اینگونه بود که خب پنج نفری که بودند بنابر این بود که ما در شورای مرکزی انتخابات‌مان که من مسوولش بودم به هر کسی رسیدیم بقیه به نفع او کنار بروند. آقایان لاریجانی، رضایی، ولایتی، توکلی و احمدی‌نژاد مطرح بودند. آقای قالیباف در این مجموعه پنج نفره نبود. البته من آقای باهنر را سراغ آقای قالیباف فرستادم که آن زمان در نیروی انتظامی بود. تاکید کردم که اگر ایشان تمایل دارد بیاید تا در جمع قرارشان بدهیم.

اما ایشان گفت: «من نظامی هستم و پاگون دارم و باید با دستور بیایم و اینطوری نمی‌آیم» که البته بعدها نظرش تغییر کرد. خب ما همین‌طور که جلوتر می‌رفتیم داشتیم به آقای لاریجانی می‌رسیدیم و من نزد آقای هاشمی رفتم و با ایشان درمیان گذاشتم که داریم به آقای لاریجانی می‌رسیم و آقای هاشمی هم مخالفتی نداشت اما یک دفعه دیدیم آقای هاشمی آمد. و خب چنانچه گفتم با آمدن ایشان، معادلات ما هم بر هم ریخت. و آرای نیروهای اصولگرا بین آقای هاشمی و آقای لاریجانی تقسیم شد. برنامه ما هم به هم ریخت و همه شکست خوردیم و خب کشور هم به سمتی رفت که شاید نباید می‌رفت!».

این روایتی است که علی‌اکبر ناطق‌نوری از آن روزهای اصولگرایان دارد. روزگاری که علاوه بر علی لاریجانی که کاندیدای منتخب جریان اصولگرایی بود چهره‌هایی همچون «محمدباقر قالیباف، محسن رضایی، محمود احمدی‌نژاد و حتی اکبر هاشمی‌رفسنجانی» نیز کاندیدای انتخابات ریاست‌جمهوری نهم شدند تا از دل بی‌برنامگی اصولگرایان کاندیدایی همچون محمود احمدی‌نژاد گوی رقابت را از سایر مردان انتخابات برباید. پس از آن بود که علی لاریجانی به شورای عالی امنیت ملی و کمی بعدتر به مجلس شورای اسلامی کوچ کرد. حضورش در مجلس اما آغازی بود برای درک دردسرهایی که محمود احمدی‌نژاد در مقابل ارتباط با مجلس داشت. همان روزها بود که در سال ٨٧ سفرهای استانی علی لاریجانی آغاز شد. سفرهایی که به صورت مرتب و ماهانه به شهرهای مختلف صورت می‌گرفت و با توجه به نزدیک بودن انتخابات ریاست‌جمهوری سال ٨٨ این ظن را تقویت می‌کرد که احتمالا سیاستمدار پارلمان‌نشین هنوز هم سودای ریاست‌جمهوری را در سر دارد. او اما در نشست‌های خبری‌اش این احتمال را قویا رد کرد. احتمالی که با آغاز انتخابات ریاست‌جمهوری دهم شکل‌های دیگری را هم از خود نشان داد. علی لاریجانی که ریاست فراکسیون اکثریت مجلس هشتم را برعهده داشت زیر بار امضا و صدور بیانیه حمایتی از محمود احمدی‌نژاد نرفت.

در روزهای ناآرام ٨٨ پس از انتخابات ریاست‌جمهوری هم میانه‌روی را برگزید. ترجیح داد با تشکیل کمیته‌های مختلف ابهامات ٨٨ را برطرف کند. با این همه چهار سال دولت دهم برای او و محمود احمدی‌نژاد روزهای ناآرام جدیدی بود. تقابل میان مجلس و دولت به عالی‌ترین سطح خود رسیده بود. تقابلی که برای علی لاریجانی حامیان زیادی هم ایجاد کرده بود و این ظن را تقویت می‌کرد که شاید او این‌بار بتواند دوباره به عرصه ریاست‌جمهوری بازگردد. شش ماه مانده به زمان ثبت نام برای انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٢ اما او بازهم این احتمال را رد کرد. تاکید کرد که بازهم برنامه‌ای برای انتخابات سال ٩٢ ندارد. درست در همان روزها بود که بی‌برنامگی اصولگرایان بازهم کار دست‌شان داد. این‌بار هم خبری از وحدت نبود و از میان سیل کاندیداهای اصولگرای ثبت نام کرده برای انتخابات «غلامعلی حدادعادل، سعید جلیلی، محمدباقر قالیباف، محسن رضایی، علی‌اکبر ولایتی» کاندیدا شدند تا تنها کاندیدای نزدیک به اصلاح‌طلبان از گردونه انتخابات با عنوان پیروز بیرون بیاید.

تغییر رفتار سیاسی علی لاریجانی
علی لاریجانی از آن خرداد ٨۴ که با بی‌مهری جامعه اصولگرایی روبه‌رو شده است تنها یک بار دیگر میان جمع اصولگرایان رفت. در روزهای انتخابات مجلس نهم و در شرایطی که با قهر اصلاح‌طلبان زمین انتخابات در تصرف اصولگرایان بود و طبیعتا دعواهای سیاسی آنان در بالاترین وضع خود. در همان روزها بود که علی لاریجانی نماینده خود یعنی کاظم جلالی را به جلسات کمیته اصولگرایی فرستاد تا سه نماینده نزدیک به تفکر او یعنی علی مطهری، حمیدرضا کاتوزیان و علی عباسپور تهرانی‌فرد در لیست اصولگرایان تهران قرار بگیرند. کاری که با نظر اصولگرایان سنتی انجام نشد و علی لاریجانی فاصله‌اش را با سازوکارهای انتخاباتی اصولگرایان آغاز کرد.

در انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٢ هم آنچنان تحرکی نداشت. در انتخابات مجلس دهم هم با این توجیه که رییس قوه مقننه است به صورت مستقل وارد انتخابات شد و دعوت کمیته‌های اصولگرایی را بی‌پاسخ گذاشت. همین کار باعث شد تا چهره‌های نزدیک به او در لیست اصلاح‌طلبان قرار بگیرند، با رای بالایی ریاست مجلس را برای سومین دوره پیاپی در دست بگیرد و چهره جدیدی از خود به اصولگرایان هم طیف با خودش نشان دهد. تغییر رفتار علی لاریجانی اما بیشتر آنجایی به چشم آمد که حسن روحانی بر جایگاه محمود احمدی‌نژاد در پاستور نشست. پس از آن توفان گرد و غباری که میان دولت و مجلس در دوره احمدی‌نژاد برپا بود این‌بار هوای رابطه میان دولت و مجلس بیش از اندازه صاف و آفتابی بود.

علی لاریجانی متحد شماره یک حسن روحانی در پارلمان بود. در تصویب برجام و مواجهه با دلواپسانی که امان دولت را بریده بودند به شکلی عمل کرد که کلیدواژه تشکر‌های دولتی‌ها باشد. با این همه همین رابطه مستحکم بود که به ریاست سه‌باره علی لاریجانی در پارلمانی که اکثریت آن را اصلاح‌طلبان تشکیل داده بودند کمک کرد. با این همه شاید بتوان گفت که علی لاریجانی از همان سال ٨۴ که با برچسب«کاندیدای مورد حمایت اصولگرایان» وارد عرصه شد و تنها یک میلیون و هفتصد هزار رای آورد به این نتیجه رسید که سازوکارهای اصولگرایی برایش آنقدر قابل اطمینان نیستند و باید در زمین سیاست چهره جدیدتری از آنچه در سازمان صدا و سیما از خود به نمایش گذاشته بود نشان دهد. همین هم باعث شد راه اعتدالی را برود که هم در افکار عمومی و هم در جامعه اصلاح‌طلبی «لاریجانیِ جدیدی» را از خود نشان دهد. سه مرحله «موضع‌گیری در برابر حوادث٨٨، مواجهه با محمود احمدی‌نژاد و کمک به دولت در تصویب برجام» لاریجانی جدیدی را نشان داد که آنچنان شبیه دهه‌های ٧٠ و ٨٠ نبود.

سومین «نه» لاریجانی
دیروز اما علی لاریجانی برای سومین بار پس از انتخابات سال ٨۴ به انتخابات ریاست‌جمهوری «نه» گفت. این رد آمدنش به عرصه ریاست‌جمهوری ٩۶ اما مساله جدیدی نیست. در خرداد ماه امسال بود که او در گفت‌وگویی با نشریه مثلث در پاسخ به این احتمال آمدن گفته بود: «برنامه برای ریاست‌جمهوری ٩۶ ندارم» او اما در تحلیل این احتمال که دولت روحانی تک‌دوره‌ای باشد نیز گفته بود: «خیلی این احتمال را قوی نمی‌بینم. آقای روحانی روی هم رفته در مسیر درستی در حال حرکت است. البته فکر می‌کنم در حوزه مبارزه با رکود و ایجاد رونق در تولید باید شتاب بیشتری داشته باشند و این یک نقطه نقص دولت فعلی است.

در زمینه اجرای توافق هسته‌ای و ثمراتش نیز یک مقدار پافشاری و تلاش بیشتری داشته باشند و مقداری جسورانه‌تر در این زمینه ورود کنند، والا مشکلی ندارند. در عین حال برای قضاوت در این مورد زود است. اینکه سوال شد برخی احتمالش را زیاد می‌دانند که آقای دکتر روحانی، رییس‌جمهور یک‌دوره‌ای باشد، می‌گویم خیر، من احتمالش را زیاد نمی‌دانم ولی شرایط آینده خیلی می‌تواند تعیین‌کننده باشد.» اما اظهارنظر دیروز علی لاریجانی در نیامدن به عرصه انتخابات ریاست‌جمهوری از یک جهت دیگر اهمیت دارد و از آنجایی که نزدیک به ١٠ روز پیش مقام معظم رهبری به صورت علنی اعلام کردند که آمدن محمود احمدی‌نژاد به عرصه انتخابات صلاح نیست حالا این اظهارنظر مهم‌تر است. بازار اصولگرایی برای یافتن یک چهره که با لوگوی اصولگرایی نقش کاندیدا را برای آنها بازی کند کساد است.

پس از نیامدن محمود احمدی‌نژاد، در یک هفته اخیر دو چهره اصولگرای دیگر هم به این انتخابات «نه» گفته بودند. محسن رضایی و عزت‌الله ضرغامی. در این شرایط شاید تنها امید اصولگرایان به چهره‌ای مثل علی لاریجانی بود که بیاید و مقابل روحانی رقابت کند اما مجموعه رفتارها و تعاملات علی لاریجانی و حسن روحانی در سه سال و نیم اخیر نشان می‌داد که لاریجانی به عنوان متحد شماره یک روحانی تمایلی به شکستن این رابطه و بازی روی طناب اصولگرایانی که پیش از این به او بدعهدی کرده بودند ندارد. لاریجانی گفته است که برنامه‌ای برای انتخابات ٩۶ ندارد اما مجموعه رفتارهای او نشان می‌دهد که شاید لاریجانی با نیامدن به این دوره از انتخابات هدف کلان‌تری را در سر داشته باشد. خیلی از آنهایی که در ذهن سودای رقابت با حسن روحانی را داشتند می‌دانستند که نمی‌توانند با او رقابت کنند، می‌دانستند که روحانی با دست پر به انتخابات ٩۶ می‌آید. زیرک است و نمی‌توان او را در یک مناظره مغلوب کرد. می‌دانستند که در انتخابات ٩٢ از همین مناظره‌ها بود که هم توانست خودش را نشان دهد و هم اینکه رقبایش را با کنایه‌هایش از میدان به در کند.

حالا هم خیلی‌ها با علم به همین مساله نمی‌خواهند که با حسن روحانی رقابت کنند و شاید به همین علت بود که بدشان نمی‌آمد محمود احمدی‌نژاد با آن همه اقدامات نادرستش بیاید و مقابل حسن روحانی کاندیدا شود تا بلکه از پس او بربیاید. حالا همه کنار کشیده‌اند و جز دو نفر یعنی محمدباقر قالیباف و سعید جلیلی کسی برای اصولگرایان نمانده است که آنها هم با توصیه محمدرضا باهنر که آنها که قبلا کاندیدا بودند دیگر کاندیدا نشوند شانسی ندارند. علی لاریجانی با نیامدن به این انتخابات هم بهار رابطه به حسن روحانی را حفظ می‌کند و هم احتمالا خود را آماده‌تر می‌کند.

انتخاباتی به نام ١۴٠٠
علی لاریجانی اما این را هم می‌داند که انتخابات مهم‌تری به نام ١۴٠٠ در پیش است. انتخاباتی که دیگر چهره‌ای مثل حسن روحانی نمی‌تواند کاندیدای آن باشد و او می‌تواند با سبکی که به تغییر رفتار خود در یازده سال اخیر داده است این راه را ادامه دهد. مرد ۵٩ ساله سیاست بی‌شک برای روز مهم‌تری صبر می‌کند. همانطور که در همه انتخاباتی‌های گذشته راه جدیدی را در پیش گرفت به نظر می‌رسد که اهداف کلان‌تری هم در سر داشته باشد. در روزهای کنونی هم بخش اعظمی از اصولگرایان و اصلاح‌طلبان از او راضی هستند و بعید نیست که متحد شماره یک حسن روحانی در مجلس در روزهای پیش‌رو اقدامات مهم‌تری را در سر بپروراند که زمین انتخابات ٩۶ یا برای آن آماده باشد یا کوچک.

منبع: روزنامه اعتماد