چطور نسبت به رفتار بد دیگران بی خیال باشم؟

سلام 

نیاز به کمک و مشورت دارم، بی مقدمه شروع میکنم؛

خانواده ام با وجود اینکه تقریبا از بهترین و مورد احترام ترین و (کلا بهترین ها دیگه) خانواده ها بوده، وضعیتی که خیلی ها حسرت مون رو خوردن، حالا دچار مشکلات وحشتناکی شدیم، مالی، سلامتی و از همه بدتر آبرویی! 

کلا دیگه کسی برامون احترام قائل نیست، شدیم نقل مجلس خاله خانباجیا، پدر و مادرم پیر شدن یه شبه زیر بار غصه، چیزی قابل کنترل و حل شدن نیست، خیلی ها از اقوام درجه یک دو سه‌ دارن بهمون ضربه میزنن، واسه بعضی ها شدیم پله که پا بذارن رومون برن بالا، بعضی ها عقده هاشون رو خالی کنن، بعضی دیگه هر جور و هر چی. 

همه داریم زیر فشار له میشیم، نه خواب شب دارم نه تمرکزی تو روز، تمام زندگیم شده غصه، چیکار کنم بی خیال بشم ؟ 

ادامه مطلب

نمی تونم مسائل رو در ذهنم دسته بندی و کنترل کنم

سلام

من یه مشکلی دارم و اون دسته بندی نشدن مسائل تو ذهنمه... ذهنم انگار یه اتاق در همه که همزمان به همه ی مطالب فکر می کنه بدون اینکه من توانایی کنترلش رو داشته باشم، مثلا بار ها پیش اومده روی مسئله ی فیزیک ساعت ها فکر کردم ولی نتونستم حلش کنم و شب که خوابیدم توی خواب به طور ناخودآگاه حلش کردم و بعد از بیداری چک کردم دیدم جوابش درسته. یا مثلا بار ها پیش اومده تو خواب مطالب درسی رو مرور کردم و کاملا تو خواب واقعیه انگار یعنی انگشت های من برگه های کتاب رو لمس میکنن و... و این برام مشکل ایجاد میکنه مثلا وقتی میخوام صبح پاشم برم درس بخونم خواب میبینم که پاشدم و رفتم خوندم یا مثلا مسواکم رو زدم در حالی که همه ش خوابه و این باعث میشه جدا شدن از خواب برام سخت باشه. انگار نمی تونم مرز بین خواب و واقعیت رو تشخیص بدم... انگار فعالیت مغزم متوقف نمیشه... 

خواب های آشفته هم زیاد میبینم، مثلا 3 بار خواب دیدم به طرق مختلف ولی هر بار با یه چاقوی خاص که تو هر سه خوابم یکی بود کسانی منو مجبور به خودکشی میکنن... و یا به شدت خواب میبینم دندون هام میریزن و این اتفاق خیلی واقعی و دردناکه و انقدر تکرار شده (یه مدت هر شب) که دیگه کلافه م کرده... باعث میشه زمان خوابم مفید نباشه... 

ادامه مطلب

می خوام قبل از انتقاد دیگران خودم متوجه خطاهایی که دارم بشم

سلام 

من انتقاد پذیر نیستم و از اینکه مورد نقد واقع بشم خیلی میترسم. خیلی دچار استرس میشم. دوست دارم قبل از انتقاد دیگران خودم متوجه خطاهایی که دارم بشم و خودم رو سرزنش کنم.

از سرزنش دیگران شدیدا متنفرم تا جایی که سعی میکنم ارتباطاتم محدود باشه. الان فهمیدم که زیاد اجتماعی نیستم. شجاع نیستم. خیلی ترسو ام. همیشه اضطراب دارم. هیچی نیستم. شاید باورتون نشه انقدر اعتماد به نفسم هم پایینه که حتی نمیتونم فیلم خودم رو نگاه کنم. از دیدن فیلم خودم وحشت عجیبی دارم. (خود زشت پنداری) چیکار کنم!


مرتبط با افزایش اعتماد به نفس:

با تمرین کردن میشه اعتماد به نفس رو بالا برد ؟

راه هایی برای تقویت اعتماد به نفس

چگونه اعتماد به نفس خود را افزایش دهیم

چطور اعتماد به نفس خود را بالا ببریم

چگونه اعتماد به نفس خود را زیاد کنیم

معرفی کتاب برای افزایش اعتماد به نفس

راههای افزایش اعتماد به نفس

چه جوری اعتماد به نفسمون رو زیاد کنیم؟

چه جوری اعتماد به نفسمو برگردونم؟

گفتید اعتماد به نفس داشته باش ولی نگفتید چطوری ؟

دختر خنگی نیستم اما زیاد سوتی میدم

سلام به همگی

من یه دختر ۲۰ ساله ام، ‌در کل آدم خنگی نیستم! ولی گاهی اوقات نمیدونم چه مرگم میشه سوتی زیاد میدم، الانم خواستگار دارم، داریم با هم آشنا میشیم، پیش اونم سوتی دادم!، با خنده گفت خیلی خنگی، الان میخوام بدونم این سوتی دادن ها ممکنه دردسر ساز بشه؟ البته من اصلا تو جمع سوتی نمیدم.


مرتبط:

دختری هستم که خیلی سوتی میدم

نمیدونم چرا جاهایی که نباید، سوتی میدم...

انقدر سوتی دادم که دیگه خسته شدم

من یه دخترم که خیلی سوتی میدم


دختری ۲۵ ساله هستم که تکلیفم با خودم معلوم نیست

سلام به خانواده برتری ها

من دختری 25 ساله هستم. توی خانواده معمولی به دنیا اومدم که پدر و مادرم معتقد هستن و اهل نماز و حلال و حرام. (مادرم از سادات هستن)، فراز و نشیب های بسیاری از لحاظ اعتقادی داشتم و دارم، و همچنین از لحاظ عاطفی. 

در یک کلام بخوام بگم مشکل من اینه که تکلیفم با خودم معلوم نیست! از طرفی طی سه سال با ده تا مرد آشنا شدم و با بعضی هم رابطه ای که مناسب نامحرمان هست! داشتم که هیچ کدوم منو به قصد ازدواج نمیخواستن که به تموم شدن رابطه رسید. ریشه یابی روحی کردم و فهمیدم چرا اون طور بودم.  و از طرفی دلم یه مرد پایبند و متعهد میخواد! و به خودم میگم چرا باید همچین مردی منو بخواد؟

از طرفی عاشق خدا و دعای نور و چادر و حجاب هستم و از طرفی بیرون که میرم باید تمام سعیم رو بکنم که زیبا باشم و جلب توجه کنم. آرایش هم که حتما باید داشته باشم. به قول حافظ که میگه "نه در مسجد گذارندم که مست است، نه در میخانه که کین خمار خام است!" 

ادامه مطلب

ایجاد تصورات ترسناک در ذهن

سلام دوستان

من جدیدا به بعضی حرف ها و مثل ها که زده میشه انتزاعی تو ذهنم میاد یعنی مثلا میگن پوستش کنده شد تا فلان چیز شد. پوست کنده شده تو ذهنم میاد که خیلی ترسناک میشه و کلا حالم خراب میشه. 

مثلا میبینم یکی با چاقو میوه گذاشته دهنش تو ذهنم میاد الان چاقو زبونش رو برید بعد خون میاد. یا مثلا اون روز میخوندم زبان عصر عنصری پخته تر است. زبان پخته میاد تو ذهنم. یا مثلا دستم لب تاپ باشه تو ذهنم میاد لب تاپ افتاده تیکه تیکه شده بعد واکنش اطرافیام و می بینم دارن سرم داد میزنن. 

راستی محیط خونه مون هم خوبه به خاطر اون نیست. واقعا من چرا این طوری شدم کسی مثل من نیست. البته شدت نداره ها ولی بعضی وقت ها میاد. 

به نظرتون چیکار کنم؟


مرتبط:

تجربیات شما در مورد پاک کردن صحنه های ترسناک از ذهن

در تصوراتم از کتک خوردن لذت میبرم، من مشکل دارم ؟

دیدن خواب وحشتناک نشون دهنده ی چیه ؟

اعصابم انقدر ضعیف شده که وحشتناک خودم خودمو می زنم


میخوام درس بخونم ولی نمیتونم

سلام دوستان
مشکل من اینه که زیاد فکر میکنم اطرافیانم همه اینو بهم میگن مامان بابا دوستم...
فکرام به دلیل دوره ی نوجوونی بود برای کسب هویت و مورد قبول واقع شدن توی جامعه دایما در حال فکر کردن بودم و دنبال کشف راه های درست زندگی (به خاطر مشکلات اجتماعی توی فامیل و طرد شدن میخواستم این بلاها سر من نیاد) میخواستم شیوه ی زندگی متفاوتی پیدا کنم ،میخواستم بفهمم غلط چیه درست چیه!! چطور باید با آدما رفتار کرد؟! آداب های اجتماعی چیه؟!
میدونستم یه جای کار میلنگه ولی نمیدونستم مشکل از کجاست! چرا به هیچ جا و هیچ نتیجه ای نمیرسم!
در کل خیلی فکر میکردم از خیلی هم بیشتر!!
یه مشکل دیگه هم داشتم و اون کمال طلبیم بود.
یا صفر یا صد....
اول افکارمو سر و سامون بدم بعد درس بخونم که نتیجه اش شد افت تحصیلی شدید خیلی شدید از معدل ۲۰ رسیدم به ۱۴_۱۵...
نمیتونستم هم درس بخونم هم چیزای دیگه....
اول یه چیزو باید کامل تموم میکردم تا بتونم به مورد بعدی فکر کنم.( گرچه هیچ کدوم از کارام تموم نشدن و احتمالا اینم میدونید که آدمای کمال طلب اگه به هدفشون نرسن دیگه انگیزه و هدفی واسه زندگی ندارن)
حتما میگید چرا اول درس نخوندی بعد فکر کنی ؟؟

ادامه مطلب

افرادی که جذبم میشن یه ضعف شدید شخصیتی دارن

با سلام

سوالم این هستش که با این که خودم رو شخص نرمالی میدونم ولی کسانی اطرافم حضور دارن که شخصیت نرمالی ندارن. حقیقتش آدم تک بعدی نیستم و در هر موقعیتی واکنش شخصیتی درستی دارم. به موقع شوخ شیطون، به موقع جدی، به موقع مهربون و به موقع آروم.

ولی کسانی که اطرافم حضور پیدا میکنن آدم های تک بعدی یا نیازمند یا شخصیت خودشیفته هستن. هر کس جذب شبیه خودش میشه ولی کسانی که اطراف من پیدا میشن یه ضعف شدید شخصیتی دارن. من مدت هاست که خیلی از این نظر احساس تنهایی میکنم، دنبال فردی مثل خودم هستم ولی پیدا نمیکنم.

تعریف از خودم نمیکنم ولی واقعا احساس میکنم بقیه در رابطه با من دنبال پرکردن خلا و نیازمندی هاشون هستند و من واقعا خسته م. باید چیکار کنم ؟

همیشه سعی در انتخاب بهترین ها داشتم که وجود داشتن.


مرتبط:

افرادی که جذبم میشن یه ضعف شدید شخصیتی دارن

به نظرتون من مشکل شخصیتی دارم؟

9 دلیل اصلی که سبب جذب شما بسمت افراد دارای خلل شخصیتی میشه

چکار کنم که خیلی انرژی منفی رو جذب خودم نکنم؟

نمی تونم احترام دلخواهم رو از اطرافیانم جذب کنم


با رفتارهای عجیبم اطرافیانم رو آزار میدم

سلام

دختری هستم 20 ساله. مدت هاست مشکلی دارم که هنوزم درگیرش هستم و نمیدونم باید باهاش چیکار کنم... مشکل من رفتارهای عجیبیه که در اکثر مواقع از خودم نشون میدم و این اطرافیانم رو آزار میده.

مثال میزنم ...

یهو میگم بریم بیرون یه کم هوا بخوریم یا بریم خرید و دقیقا 5 دقیقه بعد پشیمون میشم و نظرم عوض میشه، میگم حوصله ندارم خیلی این جوری پیش اومده قرار میذارم کنسل میکنم، اونم تو کوتاه ترین زمان ممکن...

بارها تلگرامم رو پاک کردم که دیگه نیام، چون خیلی وقتم رو تلف میکرد ولی انقدر که دیلیلت اکانت زدم و برگشتم همه بهم میگن مشکل روانی داری... یا میام زیارت عاشورا میخونم نیم ساعت بعد تو سایت های گناه میچرخم... 

همیشه میگم یا باید اصلا تلویزیون نگاه نکنم یا همیشه دنبال کنم، تو همه چیز همین طورم... اعصاب خودمم بهم میریزه بالخره یا آدم باید این وری باشه یا اون وری... همیشه نظرم زود عوض میشه ... میام گوشیم رو خاموش میکنم میگم یه مدت ازش فاصله بگیرم ولی یک ساعت بعد برش میدارم روشنش میکنم، انگار نه انگار که قول دادم یکی دو ماه سمتش نیام ... یه ساعت خوشحالم و یک ساعت غمگین ترین دختر دنیا...

ادامه مطلب

چرا بعضی از دختران به جای کار رو شخصیت، ظاهرشون رو قشنگ می کنن؟

سلام دوستان...

علت این که این قدر بعضی از دختران ایرانی بی اعتماد به نفس هستن و این قدر خودشون رو بی ارزش میکنن چیه؟ مدام میبینم که بعضی از دختران خودشون رو کلی تغییر میدن همه ش به فکر ایده آل بودن از نظر چهره و هیکل هستن. 

تمام طول روز رو با افکار بسیار وسواسی و بیمارگونه میگذرونن، مدام ترس از دست دادن، ترس دیده نشدن دارند. من خودم دختری هستم که به ظاهر اهمیت میدم به پوشش و تیپ اهمیت میدم به زیبایی و از این دست که خدا تو وجود هر کس قرار داده، هیچ کسی از زیبا و جذاب بودن بدش نمیاد.

من خیلی حجابم عالی نیست ولی دیگه خودم رو حقیر نمیکنم که برای جلب توجه بدنم رو به نمایش بذارم، حالا یکی هم اعتقاد نداشت به حجاب مشکلی نیست خودش و خداش، ولی این که بعضی ها به خاطر پسران این کار ها رو میکنن ناراحت کننده ست.

ادامه مطلب